Farsi 10th Grade Vocabulary Flashcards
شایستگی، لیاقت
اهلیت
ج بهیمه، چارپایان،ستوران
بهایم
جنگل کوچک، نیزار
بیشه
شکوه او بزرگ و لطف او فراگیر است
جََََلَّ جَلالهُ و عَمَّ نَوالهُ
فورا، بی درنگ
درحال
وام
دِین
نامه
رقعه
گله
رمه
چرک، آلودگی
شوخ
قورباغه
غوک
گشایش، رهایی
فرج
کرایه
کرای
روانه کردن، فرستادن کسی به جایی
گسیل کردن
اصلاح و رسیدگی
مرمت
جوانمردی و مردانگی
مروت
زیبارو، حوش چهره
نیکو منظر
چنبره زدن، قوس زیر گردن
آخُره
آشفتگی، وضع غیرعادی
بحران
درمیان قرار گرفتن
بُر خوردن
کنج، گوشه ای دور از مردم
بیغوله
آرامش یافتن
تسلا
خواری و پستی
حقارت
جانشین راستین
خَلَفِ صِدق
گروه، دسته
خیل
خوش قد و قامت، زیبا
رعنا
زیرکانه
رندانه
پولی اندک و ناچیز
شِندِرغاز
آرامش و قرار
طمانینه
زن و فرزندان، زن
عیال
میان دو کتف
غارِب
ج فرعون، پادشاهان قدیم مصر
فراعنه
برآمدگی پشت پای اسب
کُله
پشت، بالای کمر
گُرده
راحت و آسوده
مرفه
آشفته و پریشان
مُشَوش
سوگند به فرشتگان صف در صف(آیه 1 سوره 37
وَالصافاتِ صفا